تبليغاتX
آسمونی - دنیای با تو بودن

آسمونی

برای او که دوستش دارم

دنیای با تو بودن

بر دشت تشنه دل ، باریدی همچو باران

پیوند دادی ام با ، پاکی چشمه ساران

دل دست تو سپردم ، بی عذر و بی بهانه

مست از شمیم عطرت ، با یک بغل ترانه

همچون ستاره هستی در قصه های شیرین

چون خوابهای رنگی ، از روزگار دیرین

یکباره پر گشودم تا مرزهای تازه

باور نموده ام من  ، این عشق چاره سازه

ابروت قبله گاهم ، نازت نیاز من شد

دستان مهربانت ، مرهم به زخم تن شد

با قاصدک صمیمی ، همراز لاله هستی

بر برگ های تشنه مانند ژاله هستی

احساس پاک چشمه در چشم تو روان شد

دنیای با تو بودن ، انگار بی زمان شد

 

       

+ نوشته شده در  شنبه 14 آبان1384ساعت 20:15  توسط محمد حسین  |