یک سال گذشت

شبی از پشت یک تنها یی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی که در تنهایم روئید با حسرت جدا کردم
+ نوشته شده در شنبه 24 تیر1385ساعت 0:0  توسط محمد حسین
|
