خداوند نوری است ابدی اگر بتوانی او را ببینی هرگز به تاریکی نمیرسی
خداوند را به یاد داشته باش تا بدیها از یادت برود
حقیقت چیزی است واقعی تا با تو نباشد باور نمی کنی
از خداوند بخواه ، چون اوست تنها بخشنده
از خداوند بگو ، از نعماتش ، گذشتش ، بخشش و مهربانیش تا کلامت پاک بماند
با او باش تا با تو باشد
شاکرش باش تا لطفش را ببینی
خوب باش تا خوبیهایش را ببینی
عجول مباش که همه چیز بعد از صبوریست
خداوندا ! عشق تو بزرگترین سرمایه جاودانه زندگیست
خداوندا ! عشق تو سیراب کننده تمام عشقهاست
زندگی جامیست زرین از طلا اگر بلد باشی چگونه بازی کنی همیشه در دست توست
+ نوشته شده در شنبه 19 فروردین1385ساعت 11:5  توسط محمد حسین
|
بــاز مـــی آیــــد بــــهـــار دلـنشین بــاز بــلـبــل مــی شــود با گل قرین
بــاز صـــحــرا پـر شقایق می شود بــاز روشــن قــلب عـاشق می شود
فــصــل ســـرد از هــیــبت باد بـهار مــی کــنـــد از پــیـش روی او فـرار
ســفــره هــا بــا هـفت سین آراسته بــا گـــل مـــهـــر و صــفـــا پیراسته
بــر ســر سفره جـوان و خُرد و پیر ســبزه و آئــیــنـه و مــاهـی و سـیر
سـیـب و سـنـبـل در کـنـار یــاسـمـن عطربــیــد مـِشک چــون مُشک خُتَن
سرکه و سنجد، سماق و شمع و گل عـــیـــد آمــد بـــا دف و ســاز و دُهُل
ســال نــوتـحـویل و سال کهنه رفـت هــم دل مــا تـازه شد هم شال و رخت
یــا مــُقــلّب،قــلب مـــارا شـــاد کــن یـــا مـــُدبّـــر خـــانــــه را آبـــاد کـــن
یـــا مـــُحـــول ،اَحســــنُ الــّحالم نما از بـــدیـــهــــا فـــارغُ الـــبـــالــم نـما
ایـــن دل «جـــاویــد» را پـاک از ریـا کُــن خــــدا ،ای قـــادر بـــی مــنـتــها




عزیزم سیما سال نو مبارک 




+ نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین1385ساعت 22:15  توسط محمد حسین
|