هر دریچه ای که رو به شب گشودم
فکر تنهای چشمهای تو بودم
عاشقانه های من شعر تو بوده
از تو بوده هر چه گفتم و سرودم
چشم من همیشه دنبال تو بوده
همه ترانه هام مال تو بوده
هر نفس همیشه در یاد تو بودم
برگ باغ رفته بر باد تو بودم
همه جاده های دنیا رو دویدم
در سفرهام به صدای تو رسیدم
هر کجا رفتم و هر جا که رسیدم
همه دنیا رو با چشم تو دیدم
یاد تو همسفر شام و سحر گاه
شوق دیدن تو در نهایت راه
از تو غربتم همه خاک زمین شد
عاشقانه های من عاشق ترین شد
+ نوشته شده در جمعه 31 تیر1384ساعت 1:0  توسط محمد حسین
|
+ نوشته شده در یکشنبه 26 تیر1384ساعت 8:11  توسط محمد حسین
|
در آسمان قلب من ستاره گریه می کند
دل بهانه گیر من دوباره گریه می کند
نسیم خاطرات تو سری به خانه می زند
ز خانه نگاه من غمت جوانه می زند
تو موج می شوی و من سکوت ساحلی غریب
تو آبی و پر از صدا و من شمایلی عجیب
تو حرف میزنی و من دوباره گوش می کنم
اگر چه در درون خویش کمی خروش می کنم
ولی تو موج هستی و منم که ساحل تو ام
تو حرف غرشی و من کلام بی صدای غم
و دوست دارم آشنا همین غرور سبز را
همین که کرده عشق را غریبه نام آشنا
پس انتظار می کشم که باز مهربان شوی
تو مهربان شعر من بیا که قهرمان شوی
به یاد آن شبی که تو به قلب من سری زدی
و با پرنده دلت به باغ من سری زدی
من آشیانه ساختم برای چشمهای تو
و قطره ها نشانده ام به پای چشمهای تو
هنوز بهترین من کلام اول منی
در انتهای آرزو سلام اول منی
+ نوشته شده در دوشنبه 20 تیر1384ساعت 8:6  توسط محمد حسین
|
تو از تبار بودنی ، تو از نهایت زمان
از انتهای قصه ای ، توآشنای آسمان
تو مثل غنچه ها پر از ترانه شکفتنی
تو باغ سبز باوری ، تو چو بهار بی خزان
من از سکوت گم شده ، میان لحظه شبم
تویی سپیده زمان ، برای غربتم نشان
همیشه از هوای دل به شب نگاه می کنم
و ماه من تو می شوی ، توای همیشه مهربان
من از شب ستاره ها به واژه ای رسیده ام
و تو تمام واژه ای ، تو ای همیشه بی زبان
به چشم من سری بزن همان که بی صدا شده
و با تو حرف می زند که دوست دارمت بمان
+ نوشته شده در سه شنبه 14 تیر1384ساعت 9:49  توسط محمد حسین
|
+ نوشته شده در سه شنبه 7 تیر1384ساعت 8:3  توسط محمد حسین
|
خداوند نوریست ابدی اگر بتوانی او را ببینی هرگز به تاریکی نمیرسی
خداوند را به یاد داشته باش تا بدی ها از یادت برود
حقیقت چیزی است واقعی تا با تو نباشد باور نمیکنی
از خداوند بخواه ، چون تنها اوست بخشنده
از خداوند بگو ، از نعماتش ، گذشتنش ، بخشش و مهربانیش تا کلامت پاک بماند
با او باش تا با تو باشد
شاکرش باش تا لطفش را ببینی
خوب باش تا خوبیهایش را ببینی
عجول مباش که همه چیز بعد از صبوریست
خداوندا عشق تو بزرگترین سرمایه جاودانه زندگیست
خداوندا عشق تو سیراب کننده تمام عشقهاست
زندگی جامیست زرین از طلا اگر بلد باشی چگونه بازی کنی همیشه در دست توست
خوب بودن کمال خدا شناسیست و خوب بودن کمال حد خدایست
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 تیر1384ساعت 8:35  توسط محمد حسین
|