برای اونای که چشم دیدنش رو ندارند

برای او که دوستش دارم


من غم را در سکوت ، سکوت را در شب ، شب را به خاطر اندیشیدن به تو دوست دارم.
من زندگی را در عشق ، عشق را در قلب و قلب را به خاطر اینکه آشیانه توست دوست دارم .
من اندوه را در اشک ، اشک را در چشم و چشم را به خاطر دیدن روی تو دوست دارم .
من عشق را در سکوت ، سکوت را در تنهایی ، تنهایی را به خاطر تپیدن قلبم ، تپیدن قلبم را برای تو و تو را همچو قلبم دوست دارم .
عشق زیباست که پر از اشک باشد ، اشک ز یباست که برای عشق باشد ، عشق ز یباست که برای تو باشد ، تو ز یبایی که برای من باشی
![]()
زیباتر ازتمامی دنیایی ، مثل بهار عاطفه زیبا یی
سرسبزتر ازجنگل اندیشه های سبز ، پربارترازنخل تمنایی
خوشبوتر ازشمیم خوش باغهای بشکفته زخنده گلهایی
وقتی به انتهای جاده ی بن بست می رسم می ببینم برای یاریم انجایی
(( دوستت دارم )) ![]()
شبی از شبها تو مرا گفتی
(( شب باش ))
من که شب بودم و شب هستم و
شب خواهم بود
شب ِ شب گشتم
به اُمیدی که تو فانوس سحر گاه شب من باشی
) هدیه ای به من از او که دوستش میدارم )