تبليغاتX
آسمونی

آسمونی

برای او که دوستش دارم

تفال

تفال میزنم جانا به دیوان دو چشمــــــــــــــانت 

و می دانی چه می آید ، غرور و صبر و ایمـانت

تفال می زند چشمم به روی هر نگاه تــــــــــو

بیا بگشا در دل را ، ببین ناخوانده مهمـــــــانت

نگاهت ، می کنم شاید جوابم را دهی یک دم

بگویی از دلت با من ، بخوانم این ز دیـــــــوانت

برای بیستون کندن ، ندارم تیشه ای امــــــــــا

چه شیرین رخنه کردم من ، درون راز پنهـــانت

نبندی در ز روی من ، تو ای زیبای رویـــــــــایی

که می آیم شبی از ره به سور گرم چشمانت

و می خندد نگاه تو به روی چشم غمگینــــــم

که می دانم چه می گوید حدیث تلخ هجرانت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اسفند1383ساعت 11:54  توسط محمد حسین  | 

دوستت دارم

هر شب نگاهم را به آسمان تار قلبم میدوزم

که نکند ستاره نورانی عشق تو از آسمانش محو شود .

هر روز به انتظار می نشینم تا در غروب زیبای با تو بودن فروغ چشمانم را به ستاره عشق تو تقدیم کنم

تا پر نور تر از همیشه در قلبم خود نمایی کند و طلوعی جاودان داشته باشد .

ای تنها ستاره شبهای قلبم

دوستت دارم و دوست داشتن را از تو آموخته ام

پس هر آنچه دوست میدارم برایم دوست داشته باش  اگر که خود دوست می داری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1383ساعت 13:46  توسط محمد حسین  | 

عزیزم سفر خوش

دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران

                 چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 اسفند1383ساعت 17:22  توسط محمد حسین  | 

زیبایی تو

 

میتوان با نور زیبای رخـــــــــــت       کهکشانهای عظیم را شرمنده کرد

میتوان با واژه های سبز عشق       بخشی از مهر تو را توصیف کـــــرد

میتوان با آسمان چشم تـــــــو        شور زار قلب را گلزار کـــــــــــــــــرد

میتوان با دیدن لبخند تـــــــــــو        با هزاران نسترن دیدار کــــــــــــــرد

میتوان با نغمه آوای تــــــــــــــو        لاله را از خواب خوش بیدار کـــــــرد

میتوان با مهتری از مهر تـــــــو        عمق احساسات را تصویر کـــــــــرد

میتوان با غنچه باغ نـــــــــــگاه        رنگ چشمان تو را تفسیر کــــــــرد

میتوان با یک نظاره بر رخـــــت        از زمین تا آسمان تغییر کـــــــــــــرد

میتوان عکس رخ ماه تـــــــو را        روی قلب شاپرکها قاب کــــــــــــــرد

 

                                                                           

+ نوشته شده در  جمعه 14 اسفند1383ساعت 22:55  توسط محمد حسین  | 

عهدی با چشمات

نشسته ام باز کنار تو اومدی سراغم

نگاه تو روشن شبای بی چراغم

صدای من وقتی قصه داره که رنگ چشم تو غصه داره

شب من و تو باز دوباره انتظاره

نگاه تو رنگ بوسه داره

لبای من گرم و بی قراره

سکوت شب یه آسمون و یه ستاره

بارون گل شد خواب ستاره به انتظار بغض ابر پاره پاره

تا قلب آسمون می بارم با تو تنها

فصل من و تو باز رسیده روی ابرا

کنار تو آروم میام پا میزارم چراغی تو دست شبا جا میزارم

که روشن بمونه آسمون بی ستاره

به شوق تو عهدی با چشمات می بندم

دوباره به این عشق به این دل میخندم

قصه عشق بازی چرخ روزگاره

+ نوشته شده در  شنبه 8 اسفند1383ساعت 22:30  توسط محمد حسین  | 

با تو خواهم ماند

ای یگانه پرنده خوشبختیم ،        

ای نگاهت مرحم زخم بهار  ،

ای ز شبنم های رویا یادگار ،

ای دو چشمت سبزه زاران ،

گریه ات اشک بهاران ،

ای سرا پا مهربانی ،

ای نگاهت آسمانی ،

ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی ،

عاشق و چشم انتظاری ،

پاک و روشن چون بهاری ،

یک کهکشان سلام به منظومه نگاهت .

یک بهار شکوفه تقدیم به رویاهای اطلسیت .

یک اقیانوس صداقت به اشکهای پر تلاطمت .

سینه ژرفی تشنه محبت با ترنم رویشی سبز با ترانه هایش در زیر چتری از باران تقدیم تو .

تنها تنهاایم تویی تو که هم یار منی هم دیار من.

تو را سبد سبد لبخند هدیه میکنم ؛

تو که شفا بخش نگاه عاشقی ، مهربانی ، نازنینی مثل عشق  ؛

 

                                           باتو خواهم ماند   

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 اسفند1383ساعت 14:47  توسط محمد حسین  |